مرتضى مطهرى

54

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

- فلاسفه معتقدند كه در حقيقت حركت ، توجه به سوى چيزى هست و حركت به سوى هيچ چيز محال است . حتى هر قوه‌اى كه در طبيعت غير شاعر ، حركتى انجام مىدهد در حركتِ خودش مطلوبى و غايتى دارد و به تعبير ارسطو « كمال ثانى » اى دارد كه به وسيلهء اين حركت ، آن كمال ثانى را جستجو كرده و متوجه به سوى آن است . از اينجاست كه اين آقايان معتقدند كه تكامل ، جهت‌دار و هدف‌دار است . اگر حركت كمال شد ، محال است به صورت تنزل باشد . مسئلهء تنزل و تنقص را بعد عرض مىكنيم كه از چه قبيل خواهد بود . در مواردى حركت هست ولى تكامل نيست ، مثل حركت ايْنى . اگر شىء صد سال هم در مكان حركت كند از نظر مكانى تكامل پيدا نمىكند چون از اول هم همان مقدار فضا را اشغال كرده بود . ما در اينجا مبناى خاصى داريم كه هر حركت اينى تركيبى است از تكامل و تنقص ، كه بعد آن را مطرح مىكنيم . در هر صورت آنجا كه حركت است ، حركت از آن جهت كه حركت است تكامل است . اينكه شيخ مىفرمايد « على سبيل اتجاه نحو شىء » مىخواهد بگويد كه حركت ، حقيقتى است موجهه ، جهت‌دار و غايت‌دار . بعد شيخ اين قيد را اضافه مىكند : « و الوصول به اليه » ؛ به نحو اتجاه به سوى چيزى و وصول به سبب اين حركت به آن . مىخواهد بگويد كه هر تبدلى كه در آن « اتجاه نحو شىء » باشد حركت نيست ، بلكه آن اتجاهى را حركت مىگويند كه حركت سبب ذاتى براى آن باشد . اين باز اشاره است به يك مطلب عريض و طويل و دامنه‌دار كه در مباحث غايات مطرح شده است « 1 » .

--> ( 1 ) . مبحث غايات در فلسفه از مهمترين و دقيقترين مسائل فلسفه است كه مخصوصاً با فلسفه‌هاى امروز فوق العاده درگيرى دارد و شيخ در اول شفا مىگويد افضل اجزاى حكمت بحث غايت است و خود بوعلى هم از همه مفصلتر و مشروحتر مبحث غايات را بحث كرده و با كمال تأسف مرحوم آخوند در اسفار بحث غايات را خيلى خلاصه كرده است . البته هرچه شيخ در طبيعيات شفا و در الهيات شفا آورده تلخيص كرده است ولى گاهى نيم صفحه يا يك صفحه از مطالب شيخ را در يك سطر به‌طور اشاره گنجانده و رفته است كه اگر كسى قبلًا شفا را نديده باشد درست سر در نمىآورد كه چه مىخواهد بگويد . خود مرحوم آخوند دو سه كلمه اضافه بيشتر در اينجا ندارد كه‌اى كاش در مبحث غايات ، ايشان بحث را خيلى مستوفى بيان مىكرد كه امروز فوق العاده محل احتياج است .